تئوری سوسک برای موفقیت در توسعه‌ی شخصی و بازار!

سوسک یه موجودِ چندش آور و کثیفیه که حتی دیدنش هم حالِ خیلی‌هارو بد میکنه! اما جالبه که همین جناب سوسک یادگیرنده‌ترین، سرسخت‌ترین و منعطف‌ترین موجود دنیاس! از چه نظر!؟ الآن متوجه میشید. چون از زمان دایناسورها تا امروز تو تمام شرایط سخت دوام آورده و خودشو با شرایط محیطِ اطرافش سازگار و منعطف کرده.

تازه علاوه بر این، همین موجودِ بیریخت، ۲ تا تئوری علمی هم به نام خودش ثبت کرده!
با مایندینو همراه باشید تا باهم از این رمز و رازهای عجیب ولی واقعی در صنعت موفقیت سر دربیاریم!

(( تئوری سوسک برای توسعه‌ی شخصی و تئوری سوسک برای کسب و کار و سازمان‌ها ! ))


۱. تئوری سوسک برای رشد شخصی!
Cockroach Theory for self development

ساندار پیچای

یه قضیه جالب تو این رابطه وجود داره که درباره‌ی ساندار پیچای(SundarPichai) هست. این بنده خدا ، یه مهندس و مدیر اجراییِ هندی تو زمینه‌ی حوزه فناوری اطلاعاته که از دهم آگوست ۲۰۱۵ به عنوان مدیر عامل اجرایی شرکت گوگل و به جای لری پیج انتخاب شد!

این داستان رو ساندار تو سخنرانی خودش برای گوگل I/O بیان کرده و تئوری سوسک برای توسعه شخصی از همینجا سرچشمه میگیره:

” یه روز توی یه رستوران، یه سوسکِ بالدار یدفه میپره تو هوا و روی یه خانمی میشینه! این خانم از شدت ترس شٌکه میشه و شروع به فریاد زدن میکنه! وحشت زده بلند میشه و سعی ‌میکنه با پریدن و تکون دادن دست‌هاش سوسک رو از خودش دور کنه! واکنش این خانم مٌسری بود و آدمای دیگه هم که سر همون میز بودن وحشت زده میشن! آقا خلاصه چشمتون روز بد نبینه! بالاخره اون خانم با هزار مکافات و جیغ و داد موفق میشه سوسک از خودش دور کنه!

سوسک خندان

 حالا سوسک پر میزنه و روی یه خانم دیگه که همون نزدیکی بود میشینه!(واویلا!) ایندفه حالا نوبت این بنده خدا و افراد نزدیکش میشه که همین حرکات موزون رو تکرار کنن! از قضا بالاخره پیشخدمت با سرعت به سمت اونا میاد تا کمک کنه. بخاطر واکنش‌های خانم دوم، این بار سوسک پر میزنه و روی لباس پیشخدمت میشینه!

پیشخدمت محکم وایمیسته و به رفتار سوسک روی لباسش نگاه میکنه! زمانی که مطمئن میشه همه چی آرومه، سوسک رو با انگشتاش میگیره و بیرون از رستوران پرت میکنه!

ساندار پیچای ادامه داد: در حالی‌که قهوه‌مو مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و همون لحظه ذهنم درگیر این موضوع شد که آیا واقعاً جناب سوسک باعث این رفتار هیستریک و اینهمه بی‌نظمی شده بود؟! اگه اینطور بود، چرا پس اون پیشخدمت اونطوری جوگیر نشد و دست و پا نزد؟! چرا با یه شکل ایده آل به آرامی این مسئله رو حل کرد، بدون اینکه آشفتگی و بی‌نظمی ایجاد کنه!؟


✔️ بعد از اینکه یمقدار عمیق فکر کردم متوجه شدم این سوسک نبود که باعث اینهمه ناآرامی و ناراحتی خانم‌ها شده بود، بلکه عدم‌توانایی خودشون در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشون شده بود! من فهمیدم این فریادهای پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که باعث ناراحتی من میشه، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائله که منو ناراحت میکنه!


درواقع این ترافیک بزرگراه نیست که منو ناراحت میکنه، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده ‌هستش که موجب ناراحتیم میشه. من متوجه شدم تو زندگی نباید واکنش نشون داد، بلکه درستش اینه که باید پاسخ صحیح داد! همونطور که دیدیم اون دوتا خانم خیلی سریع به اتفاقی که افتاد واکنش نشون دادن، در حالیکه پیشخدمت پاسخ درست داد!

یادمون باشه که واکنش‌ها همیشه غریزی هستن در حالی‌ که پاسخ‌ها همراه با تفکر و صبر هستن.

این موضوع یه مفهوم خیلی مهم در فهم زندگیه. آدمی که خوشحاله به این خاطر نیست که همه چیز تو زندگیش درسته. به این خاطر خوشحاله که دیدگاهش نسبت به مسائل درسته. ” وسلام! پایان تئوری! آره دیگه! تئوری سوسک برای توسعه شخصی همین بود!

اما این قضیه ، یه تصویری ساده از حقیقتی عمیق هم داره که آرتور شوپنهاور ، فیلسوف بزرگ آلمانی در باب حکمت زندگی بیان میکنه. شوپنهاور معتقده که سعادت انسان بر سه پایه استواره:آرتور شوپنهاور

آنچه هستیم!

آنچه داریم!

آنچه می نمائیم!
(اونچیزی که دیگران درباره ما تصور می کنن)

 

اینجا عامل اول، یعنی اونچه هستیم، بسیار بسیار مهمتر از دوتا عامل دیگه‌ست. جهان هر کس به شیوه تفکر خودش بستگی داره، نه به اتفاقات پیرامونش. به گفته شوپنهاور هر واقعیتی که شناخته و ادراک میشه از تعامل دو نیمه ذهنی و عینی تشکیل شده. در نتیجه اگر نیمه‌ی ذهن(آنچه هستیم) خالی باشه، نیمه‌ی عینی(جهان بیرونی) هر چقدر هم که عالی باشه بازم بد و زشته! برای همینه که معمولاً اشخاصی که در ظاهر همه چیز دارن، اکثر اوقات ملول، بی‌حوصله، بی‌هدف و ناراضی هستن!
همونطور که هر شخص تو محدوده‌ی پوست بدنِ خودشه، از محدوده شعور خودش هم فراتر نمیره و فقط تو این محدوده زندگی میکنه!

✔️ جمع‌بندی

همونطور که گفته شد مهمترین عامل برای احساس خوشبختی، سعادت و موفقیت تو زندگی، عامل درونی یا همون شخصیت و نحوه تفکر ماست. در نبودِ شخصیتِ خردمند و قوی، دارایی‌ها و جایگاه‌های اجتماعی همگی بی‌فایده و باعث سقوط هستن. بنابراین ما هم باید تمرکزمون رو بیشتر روی توسعه شخصی خودمون قرار بدیم.

مولانا

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست، از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی.



۲. تئوری سوسک در بازار و کسب‌وکار!

 

سوسک باحال

خیلیا باور دارن که اگه سوسکی رو یه جایی دیدید، بدونید که تعداد زیادی از این موجودات بیریخت تو همون نزدیکیا پنهان شدن و شما اونارو نمیبینید!

دقیقاً عین همین موضوع تو بازار (بخصوص بازار سرمایه و بورس)، کسب و کارها، استارت‌آپ‌ها و سازمان‌ها وجود داره. گفته میشه که اگر خبر بدی درباره سازمانی منتشر بشه ، بازم منتظر خبرهای بد بعدی باید باشید! این موضوع میتونه به خاطر پیوستگیِ عوامل بیرون و درونِ سازمان و روابطِ علت و معلولیِ بین عناصر و متغییر ها باشه!
بنابراین در زمان شنیدن خبر بد، باید برای اتفاقات بدِ زنجیره‌ای که میتونه در آینده برای سازمان یا بازار بیفته آماده باشیم! مثل اتفاقاتی که تو سال ۱۹۹۷ یا ۲۰۰۸ در رابطه با بحران های مالی در مقیاس جهانی داشتیم!

مشابه همین اتفاق زمانی تو بازار سهام می‌افته که وقتی سرمایه گذارا خبرهای بدی در مورد یه شرکت میشنون، یهو میان درباره کل صنعتی که اون شرکت توش قرار داره مشکوک میشن! همینطور اگه این موضوع ادامه دار باشه، ممکنه به مرور زمان در مورد صنایع مجاور و در نهایت به کل بازار سرمایه بد بین بشن. دقیقاً مشابه اتفاقی که تو بورس تهران افتاده! (این فقط یه مثال ساده بود)

چرا اصلاً راه دور بریم!؟ همین نوسانات اخیر نرخ ارز! همه‌ی ما دیدیم که تو این مدت بخاطر اینکه فقط چون شنیده بودیم دلار داره میره بالا، خیلی‌ها سرخود از خودشون قیمت‌های فضایی میدادن! قبول داریم که تغییرات نرخ ارز ۱۰۰% تاثیرشو تو همه چیز میذاره ولی اینم درست نیست که برای مثال بدون توجه به واقعیت‌ها، شواهد، عقل و منطق بیاییم برای اجناس و خدماتی که ارائه میدیم، قیمت‌های الکی و سرسام‌آور تعیین کنیم!

با همه‌ی این تفاصیل تا اینجا متوجه شدیم که تمام این موضوعات به نوعی مرتبط با تئوری سوسک هستن. درنهایت امیدوارم بادرنظر گرفتن مطالب این آموزش بتونیم زندگی بهتری برای خودمون و عزیزانمون بسازیم.


دوستان عزیز، نظر شما در مورد محتوای مقاله تئوری سوسک در توسعه شخصی و بازار چیه؟!
شما هم در مورد هر کدوم از این دو تئوری تجربه‌ای دارید؟
اگه ایده ای تو این زمینه دارید حتماً بیان کنید.

خوشحال میشیم نقطه نظرات ارزشمندتون رو با ما در میون بذارید!

❤️ یک دنیا سپاس از اینکه تا پایان این مقاله‌ی آموزشی با مایندینو همراه بودید.